حس می کنم دارم یه دوره گذار رو طی می کنم! گذر از خود٬ گذر از آدمها٬ گذر از فکرها٬ دارم عبور می کنم ٬ رد میشم از روی همه اون چیزهایی که داشتم٬ دارم سعی می کنم از روی اون اون آدم احساساتی آرمانخواه دیوانه رد بشم و زیر پاهام لهش کنم٬ مثل یه سوسک ! صدای قرچ قرچ له شدنش رو دارم حس می کنم و مثل این آدم بدای فیلما برق دندونام رو نشون میدم! دارم خودم رو پرت می کنم تو دنیای واقعی با همه زشتیها و تلخیهاش٬ دارم میام پائین ٬ رو زمین٬ پیش شما از خدا بی خبرا! به شدت احساس کم دونستن می کنم و شدیدا در پی دانستنم ! تازه دارم خودخواه میشم٬ دارم به استقبال ترس میرم٬ به معنای واقعی٬ دیگه فرار نمی کنم٬ هستم تا نمیدانم چه وقت!
پ.ن. اینو نوشتم برای خودم که ملموس تر بشه٬ شماهام اگه دوست ندارید٬ پس برای چی اینجا میاید!